باید برای بردن نامت وضو گرفت...

:: باید برای بردن نامت وضو گرفت...

"باید برای بردن نامت وضو گرفت"

باید که از شراب محبت سبو گرفت

وقتی مدد ز غیر تو ننگ است یا علی

باید که غیر تو ز همه خلق رو گرفت

کعبه که حسن روی تو را دید مست شد

شد سینه چاک عشق تو و ذکر هو گرفت

کعبه نبود ... بتکده ای بود قبل تو

تو آمدی و از قدمت آبرو گرفت

قرآن بخوان و از صفت مومنان بگو

این شهر مرده از نفست رنگ و بو گرفت

مولا، خیال وصف شما سال­ های سال

از شاعران خبره دنیا گلو گرفت

وقتی شعار حضرت جبریل لافتاست ...

وصف تو کار من نه، که کار خود خداست

****

ای علت قبولی کل ثواب ها

ای کینه ات دلیل تمام عقاب ها

فرجام هرکه نیست پی تو هلاکت است

چون تشنه ای که رفته به سوی سراب ها

اصل و اساس خلقت عالم وجود توست

سبزی باغ ها .... و زلالی آب ها.....

می­ خواست حق که شرح دهد وسعت تو را

مدح شماست شان نزول کتاب ها

دنیا برای شیعه ­ی تو جز عذاب نیست

شیرین شده به یاد شما این عذاب ها

ما را برای نوکریت انتخاب کن

خوشحال می­ شویم از این انتخاب ها

ما کیستیم..!؟ خاک کف پای قنبرت

ای بوتراب ... ای پدر ما تراب­ ها

بابای من تو هستی و زهراست مادرم

شکر خدا گدای سر کوی حیدرم

****

آسوده آمدیم پریشانمان کنی

یعنی که باز بی سر و سامانمان کنی

مولا دوای درد دو عالم بدست توست

بیمار آمدیم که درمانمان کنی

این­بار آمدیم کمی قیمتی شویم

یعنی که خاک مقدم سلمانمان کنی

مثل کویر، خشک شده قلب ­های ما

باید پر از طراوت بارانمان کنی

ایوان طلایتان دل ما را ربوده است

کی می­شود که زائر ایوانمان کنی...!؟

آقا تمام آرزوی ما شهادت است

ما آمدیم جزو شهیدانمان کنی

تا آخرین نفس همه سرباز زینبیم

ما عاشقیم و زنده به اعجاز زینبیم...

منبع : پنجره ای برای درد دلباید برای بردن نامت وضو گرفت...
برچسب ها : آمدیم ,گرفت کعبه ,گرفت وقتی ,بردن نامت ,برای بردن ,باید برای

این روزها عجیب دلم تنگ مشهد است...

:: این روزها عجیب دلم تنگ مشهد است...

ای پاسخ تمامی امن یجیب ها

ای مقتدای عشق امام غریب ها

وقتی دوای درد دو عالم بدست توست

دیگر نیاز نیست به طب طبیب ها

با دست های خسته و خالی  رسیده ام

تا بهره ای به من بدهی از نصیب ها

من از کویر آمدم، از پیش خواهرت

آمد غریبه ای ز دیار حبیب ها

کنج حرم دوباره لبم تشنه می شود

وقتی که می رسد به سرم بوی سیب ها

از تو شنیده ایم روضه ی مولای بی کفن

یک عمر پای مکتب یابن الشبیب ها

"در هر مصیبت و محنی فابک للحسین"

جان می دهیم درغم شیب الخضیب ها...

دلتنگ کربلایم و رخصت بدست توست

مولا تمام دار و ندارم ز هست توست...

منبع : پنجره ای برای درد دلاین روزها عجیب دلم تنگ مشهد است...
برچسب ها : توست ,بدست توست

آمدی و کویر خندان شد...

:: آمدی و کویر خندان شد...

آمدی و کویر خندان شد

شهر خشکیده شهر باران شد

آمدی و فرشته ها گفتند

باز هم خوش به حال ایران شد

***

آمدی و غبار چادرتان

توتیا شد به چشم مردم شهر

اثر گرد و خاک مقدم توست

اگر این شهر، شهر ایمان شد

***

خسته از راه و غربت و دوری

آمدی تا کمی نفس بکشی

جسم تو ماند بین مردم قم

و دلت راهی خراسان شد

***

آمدی و تمام مردم شهر

دسته دسته شکوفه آوردند

بس که گل ریختند روی سرت

شهر تبدیل به گلستان شد

***

رخصت روضه می دهی بانو..؟!

چند بیتی بگویم از غمتان

گفتم از بی کسی و مهجوری

حال و روز شما پریشان شد

***

خواهری روی ناقه ای عریان

و نگاهش به قاری قرآن

جای تکریم و احترام آن جا

بوسه ی سنگ سهم قرآن شد...

***

زینب و مجلس حرامی ها

زینب و طعنه های شامی ها

در هجوم نگاه های حریص

یک حرم، پشت عمه پنهان شد...

***

دست بر سینه کنج صحن عتیق

به تماشای عشق آمده ام
باز مثل همیشه پیش شما

دردهایم نگفته درمان شد....

منبع : پنجره ای برای درد دلآمدی و کویر خندان شد...
برچسب ها : آمدی ,مردم ,کویر خندان